فرانسوی واژگان C1
سطح: C1 · فرانسوی
20 واژه
| فرانسوی | معنی | جمله نمونه |
|---|---|---|
| convivialité | ویژگی محیط یا وضعیتی که دلپذیر و مناسب تعاملات اجتماعی است. | La convivialité de la soirée a permis à chacun de se sentir à l'aise. صمیمیت شب به همه اجازه داد احساس راحتی کنند. |
| perspicacité | توانایی درک امور دشوار با وضوح و بینش. | Sa perspicacité lui a permis de résoudre le problème rapidement. بینش او به او اجازه داد تا مشکل را سریعاً حل کند. |
| résilience | توانایی فرد در غلبه بر شوکهای روحی. | Sa résilience après l'accident a été remarquable. تابآوری او پس از حادثه چشمگیر بود. |
| érudition | دانش عمیق و گسترده در یک یا چند رشته. | Son érudition en histoire médiévale est impressionnante. دانش او در تاریخ قرون وسطی تحسین برانگیز است. |
| effervescence | وضعیت انیمیشن شدید و فعالیت پر جنب و جوش. | L'effervescence de la ville pendant le festival est palpable. شور و هیجان شهر در طول جشنواره قابل لمس است. |
| discrétion | ویژگی فردی که میداند چگونه اسرار را حفظ کند و جلب توجه نکند. | Elle a agi avec discrétion pour éviter les conflits. او با احتیاط عمل کرد تا از درگیریها جلوگیری کند. |
| paradigme | الگو یا مثالی که به عنوان مرجع استفاده میشود. | Le paradigme scientifique a évolué au fil des siècles. الگوی علمی در طول قرون تغییر یافته است. |
| synergie | همکاری بین چند عنصر برای ایجاد اثری بیشتر از مجموع اثرات فردی آنها. | La synergie entre les équipes a permis de réaliser le projet rapidement. همکاری بین تیمها باعث شد پروژه سریعاً به انجام برسد. |
| subtil | دارای ظرافت، نرمی یا پیچیدگی زیاد. | Son humour est très subtil et parfois difficile à comprendre. طنزش بسیار ظریف است و گاهی اوقات درک آن دشوار است. |
| pragmatique | برجسته کردن کارایی و عمل ملموس. | Sa démarche pragmatique a permis de résoudre le problème rapidement. رویکرد عملگرایانه او باعث شد مشکل به سرعت حل شود. |
| érudit | کسی که دانش عمیقی دارد، به ویژه در زمینههای ادبی یا علمی. | Cet érudit a publié de nombreux ouvrages sur la philosophie antique. این دانشمند آثار زیادی در فلسفه باستان منتشر کرده است. |
| conjecture | فرضی مبتنی بر احتمالات یا شواهد نامعلوم. | La conjecture scientifique doit être vérifiée par des expériences. فرضیه علمی باید با آزمایشها تأیید شود. |
| précarité | وضعیت ناپایداری، عدم قطعیت یا آسیبپذیری. | La précarité de l'emploi inquiète de nombreux travailleurs. ناپایداری شغل بسیاری از کارگران را نگران میکند. |
| cohérence | هماهنگی بین ایدهها، حقایق یا اعمال. | Il est important d'avoir une cohérence dans ses arguments. مهم است که در استدلالها هماهنگی داشته باشید. |
| sophistiqué | پالوده، پیچیده و اغلب مفصل. | Le système de sécurité sophistiqué protège le bâtiment. سیستم امنیتی پیچیده، ساختمان را محافظت میکند. |
این سطح بخشی از دوره ویژه است. برای خواندن متن کامل و پاسخ به پرسشها با کد تخفیف یا دسترسی ویژه وارد شوید.