فرانسوی واژگان A2

سطح: A2 · فرانسوی

20 واژه

فرانسویمعنیجمله نمونه
mangerخوردنJe mange une pomme tous les jours.
من هر روز یک سیب می‌خورم.
lireخواندنElle aime lire des livres le soir.
او شب‌ها دوست دارد کتاب بخواند.
travaillerکار کردنIl travaille dans un bureau au centre-ville.
او در یک دفتر در مرکز شهر کار می‌کند.
télévisionتلویزیونJe regarde la télévision le soir.
من شب‌ها تلویزیون تماشا می‌کنم.
aéroportفرودگاهNous devons être à l'aéroport à 8 heures.
ما باید ساعت ۸ در فرودگاه باشیم.
amitiéدوستیL'amitié est importante dans la vie.
دوستی در زندگی مهم است.
voyageسفرNous allons faire un voyage en Italie cet été.
ما امسال تابستان به ایتالیا سفر خواهیم کرد.
librairieکتابفروشیElle achète souvent des livres à la librairie.
او اغلب از کتابفروشی کتاب می‌خرد.
amiدوستMon ami vient me rendre visite ce week-end.
دوستم این آخر هفته به دیدنم می‌آید.
ordinateurکامپیوترJe travaille sur mon ordinateur tous les jours.
من هر روز با کامپیوترم کار می‌کنم.
cinémaسینماNous allons au cinéma ce soir pour voir un film.
امشب به سینما می‌رویم تا فیلم ببینیم.
téléphoneتلفنIl utilise son téléphone pour appeler sa mère.
او از تلفنش برای تماس با مادرش استفاده می‌کند.
magasinفروشگاهNous allons au magasin pour acheter du pain.
ما به فروشگاه می‌رویم تا نان بخریم.
bureauدفترIl travaille dans un bureau en ville.
او در دفتر در شهر کار می‌کند.
parcپارکLes enfants jouent au parc l'après-midi.
کودکان بعد از ظهر در پارک بازی می‌کنند.

این سطح بخشی از دوره ویژه است. برای خواندن متن کامل و پاسخ به پرسش‌ها با کد تخفیف یا دسترسی ویژه وارد شوید.

← فلش‌کارت واژگان زبان فرانسوی