فرانسوی واژگان B2
سطح: B2 · فرانسوی
20 واژه
| فرانسوی | معنی | جمله نمونه |
|---|---|---|
| ambiguïté | ویژگی داشتن چندین تفسیر. | La déclaration du politicien était pleine d'ambiguïté. اظهار نظر سیاستمدار پر از ابهام بود. |
| précaution | اقدامی که از پیش برای جلوگیری از خطر انجام میشود. | Il est important de prendre des précautions lors de la manipulation de produits chimiques. مهم است که هنگام کار با مواد شیمیایی احتیاط کنید. |
| répercussion | پیامد غیرمستقیم یک رویداد یا عمل. | La crise économique a eu des répercussions sur le marché de l'emploi. بحران اقتصادی پیامدهایی بر بازار کار داشت. |
| subtilité | کیفیت چیزی که به ظرافت قابل درک یا ظریف است. | La subtilité de son humour n'est pas toujours comprise. ظرافت طنز او همیشه درک نمیشود. |
| éloquence | هنر خوب صحبت کردن و قانع کردن با گفتار. | Son éloquence lors de la conférence a impressionné le public. بلاغت او در طول کنفرانس، حضار را تحت تأثیر قرار داد. |
| consensus | توافق بین چندین نفر، نظر مشترک. | Le consensus sur le projet a été atteint après de longues discussions. پس از بحثهای طولانی، توافق بر سر پروژه حاصل شد. |
| introspection | مشاهده درونی، بررسی افکار خود. | L'introspection est essentielle pour le développement personnel. خوداندیشی برای رشد شخصی ضروری است. |
| nuance | تفاوت ظریف در لحن، معنا یا احساس. | Comprendre les nuances d'une langue peut être difficile. درک ظرایف یک زبان میتواند دشوار باشد. |
| réticent | مردد به گفتن یا انجام کاری. | Il était réticent à accepter l'offre sans plus d'informations. او تمایلی به پذیرش پیشنهاد بدون اطلاعات بیشتر نداشت. |
| perplexité | حالت گیجی یا ناتوانی در تصمیمگیری. | La complexité du problème a causé une grande perplexité. پیچیدگی مسئله باعث گیجی زیادی شد. |
| persuader | متقاعد کردن کسی برای انجام یا باور به چیزی | Il a réussi à persuader ses parents de le laisser partir en voyage seul. او موفق شد والدینش را متقاعد کند که به او اجازه دهند به تنهایی سفر کند. |
| préjudice | آسیبی که به کسی یا چیزی وارد شده است | Les rumeurs ont causé un grand préjudice à sa réputation. شایعات به شهرت او آسیب بزرگی وارد کردند. |
| émancipation | رهایی از وابستگی یا قدرت | L'émancipation des femmes a été un long combat au XXe siècle. رهایی زنان در قرن بیستم یک مبارزه طولانی بود. |
| concilier | یافتن تعادل بین چندین چیز | Elle doit concilier sa vie professionnelle et sa vie familiale. باید بین زندگی حرفهای و خانوادگی خود تعادل برقرار کند. |
| négliger | کافی به چیزی توجه نکردن | Il ne faut pas négliger sa santé même en période de stress. نباید حتی در زمانهای استرسزا سلامت خود را نادیده گرفت. |
این سطح بخشی از دوره ویژه است. برای خواندن متن کامل و پاسخ به پرسشها با کد تخفیف یا دسترسی ویژه وارد شوید.